خرید بک لینک



روند خلاقیت کافه ها داره جوری پیش میره که بگونم چند وقت دیگه جای لیوان قیف میذارن تا راحت نوشیدنی ها رو بریزیت ته حلقتون :دی



ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد حسینی تاريخ: سه شنبه 21 دی 1395 ساعت: 14:46

از اتاقم میزنم بیرون صدای تی وی از پذیرایی میاد یه سرکی به بقیه اتاقا میزنم میبینم مادرم داره نماز میخونه بهش میگم مادر چیزی از مغازه نمیخوای با اشاره اینا میگوید صبر کن .میگم باشه . میام پذیرایی چشمم یه تی وی میخوره داد میزنم مااااااااااامان مااااااماااان ماامااااان زود بیا بیا . بنده خدا تا نمازش تموم بشود سراسیمه میاید بیرون میگه چی شده ؟ میگم این کلیپ رو ببین من تصویربردارش بودم :دی مادرم یک نگاه عاقل اندر سفیه بهم میندازد میگوید گفتم چی شده حالا ، سوسکی ، موشی ، ماری چیزی دیدی اینجور داد میزنی :))))))) میگم حالا بذار ببینم تیتراژشو حذف نکرده باشند آها این ها مدیر تصویربرداری علیرضا .... . مادرم انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده باشد میگوید یه بسته شیر کم چرب بگیر بیار زود :))) پ.ن : عشق سلبریتی شدن هم خودتونید :دی وگرنه اسم چهارتا سینماتوگرافر معروف هم توی کل جامعه نمیدونن :دی پ.ن 2: بچه هایتان هر کار کوچک مثبتی کردن جوری تشویق کنید که انگار نامبر وان اون کار در جهان شده اند وگرنه عین من سرخورده میشن :))))))

برچسب: نویسنده: میلاد حسینی تاريخ: سه شنبه 21 دی 1395 ساعت: 14:46


کل روز احساس خستگی خواب آلودگی میکنم به هزار زور زحمت خودمو بیدار نگه میدارم تا شب بشه بخوابم . شب که میشه نه خواب بچشمام میاد نه احساس خستگی میکنم انگار کل روزو خواب بوده باشم :دی

برچسب: آمبلیوپی نام دیگر این بیماری است, نویسنده: میلاد حسینی تاريخ: سه شنبه 21 دی 1395 ساعت: 14:46


فقط یه اصفهانی میتونه بعد از یک سال دوماه زنگ بزنه جای اینکه خودش معرفی کنه تا من از هاج واجی و کنکاش توی ذهنم که ببینم کی هست دست بکشم برمیگرده بهم میگه علی خیلی خری :دی

بعدش من تند پشت تلفن داد بزنم دهنت سرویس یحیی :))))))))))))))) بعد از این همه مدت بعد سلام علیک باید بگی خیلی خری دمت گرم دادا :)))


پ.ن : توی ادبیات اصفهانیا خر واژه ای است که برای ابراز علاقه شدید به طرف مقابل استفاده میشود :)

برچسب: نویسنده: میلاد حسینی تاريخ: سه شنبه 21 دی 1395 ساعت: 14:46

از صبح که بیدار شدم دارم هعی خودمو به در و دیوار میزنم شاید ارادم بیدار شه تا بشینم با تمرکز کارامو انجام بدم ، کاراهایی که هیچ اراده ایی براشون ندارم ، ژوژمان درسایی آماده کنم که استاداش توی کل ترم جای درس دادن خاطره گویی کردن و وقتمون به بطالت گذروندن . یک بار ترم یک گیر یه همچین استادایی افتاده بودم جز دروس اصلی بود و تئوری و استادش خیلی .... بود سر کلاسش حالم ازش بهم میخورد کلا هم سه چهار جلسه بیشتر سر کلاسش نرفتم ، همه رو اجبار کرده بود یه بخشی از جزوشو بیان کنفرانس بدن و حدود هفت نمره امتحان براش گذاشته بود همون اول گفتم من نمیام کنفرانس بدم ، روز امتحان با اینکه خونده بودم و تایم امتحان رسیدم جلوی دانشگاه ولی هر جور با خودم کلنجار رفتم دلم نیومد مدرک بی ارزشمو با اسم این استاده بی ارزش تر کنم نشستم جلو در دانشگاه تا بچه ها دونه دونه از امتحان بیان ، این ترم دوباره اون درسو برداشتم با استادی که بهم توی طول ترم کلی اطلاعات مفید داد و قبل از امتحان کتبیش تنها کسی که تونسته ۱۸ نمره تضمین شده رو بخاطر فعالیت های کلاسی بگیره من بودم . بعضی موقع ها خود استادا دلیل انگیزه فع

برچسب: نویسنده: میلاد حسینی تاريخ: دوشنبه 13 دی 1395 ساعت: 5:11



خیلی ها میگن از بیان کوچ کن و برو فضاش داره امنیتی میشه تو مخی زیاد داره و از این حرفا

ولی

اون خیلی ها نمیدونن حیات اینجا به چشمان تو بستس

بقیه همه بازی روزگاره

میگذره

برچسب: l,ornithine, نویسنده: میلاد حسینی تاريخ: دوشنبه 13 دی 1395 ساعت: 5:11

هوا جوری مه آلوده که آدم فکر میکنه داره توی کوچه پس کوچه های لندن 1853 قدم میزنه الانه که خفتت کنند یا اینکه الان پاتو روی پهن اسب میذاری :)) یا از دور به گمونت چراغ کم سوئی که نشونه یه بار هستو میبینی که وقتی نزدیکش میشی میبینی چند تا زیبا روی نیمه برهنه در حال لوند بازین ، چرا این لندن 1853 چیزای بهتر از اینا توش پیدا نمیشه :دی

برچسب: london 1853,london 1853 deaths, نویسنده: میلاد حسینی تاريخ: دوشنبه 13 دی 1395 ساعت: 5:11

هوا تهران جوری بارونیه که آدم احساس میکنه داره تو کوچه پس کوچه های رشت قدم میزنه حالای سوای اون فضای شهری فوق العاده زمان میرزا کوچک خان جنگلی و اون یک شنبه بازارهای محشر با اون لهجه های محلی زیباش و لباس های محشر اون زمان ، آدم وقتی برمیگرده خونه احساس میکنه الان باید دست به کار بشه یه میرزا قاسمی با سیر ترشی ردیف کنه بزنه به جان بدنش .


پ.ن : لذت ببرید از هوای گیلکی اینروزای تهران

برچسب: نویسنده: میلاد حسینی تاريخ: دوشنبه 13 دی 1395 ساعت: 5:11


یک هفته جهنمی تموم شد

۱۶ واحد ژوژمان ها ، امتحانای عملی به عاقبت خیری تموم کردم

مونده یه تحقیق و یک امتحان کتبی ده نمره ایی که اونم تا شروع رسمی امتحانات وقت هستش .

اندازه یه خرس قطبی احساس بی خوابی دارم ولی دریغ از یه خوابی که به چشمام بیاد

برچسب: نویسنده: میلاد حسینی تاريخ: دوشنبه 13 دی 1395 ساعت: 5:11


میدونی هر وقت اینجا زیاد پست میذارم یعنی دلم از آدم های دنیای واقعیم داره بهم میخوره ، ازشون متنفرم


برچسب: با اینکه به انگلیسی,با وجود اینکه به انگلیسی,با اینکه تازه به دلم نشستی, نویسنده: میلاد حسینی تاريخ: دوشنبه 13 دی 1395 ساعت: 5:11


هوا بعد چند روز بارندگی دوباره جوری آلوده شده که احساس میکنی تهران برگشته سر جاش

سلام شهر پر دود و پر ترافیک :دی


پ.ن : تنها راه حل مشکل ترافیک و دود و دم تهران اینکه همه با هم مهاجرت کنیم بریم از ایران :دی

برچسب: نویسنده: میلاد حسینی تاريخ: دوشنبه 13 دی 1395 ساعت: 5:11

خیلی وقت بود یه فیلم عصاااب خراب کن و پر تعلیق ندیده بودم و اینکه لامصب شما تو این فیلم حس امید و ترس و نامیدی و عشق و جنایتو همه چی باهم تجربه میکنید . تنها ایرادش ریتم کند فیلم در بعضی از لحظاتشه ، اگه عصابم بکشه باید یه بار دیگه بشینم ببینمش . تا حالا بازی به این خوبی از هیو جکمن ندیدم :)) فکر کنم سال ۲۰۱۳ بهترین سال حرفه ای هیو بوده هم بخاطر بازی خوبش در بی نوایان که حتی بخاطرش نامزد چندتا جشنواره از جمله اسکار شد هم بازی خوبش تو این فیلم . پ.ن : خیلی خیلی خودم کنترل کردم تا عادت نحوه تعریف کردنم از فیلم ها رو تغییر بدم بخاطر دوستان مونثی که اینجا رفت و آمد میکنند وگرنه دوستان میدونن موقع تمجیدم از یه فیلم همش باید بوق ممتد پخش شه :دی پ.ن : بشدت پیشنهاد میشود برای آنهایی که اینروزا امتحان دارن :)))

برچسب: prisoners,prisoner's dilemma,prisoners of war, نویسنده: میلاد حسینی تاريخ: دوشنبه 13 دی 1395 ساعت: 5:11


بعضی موقع ها از این موجود دوپا رفتاری سر میزنه که هیچ انتظار نداشتی


پ.ن : وقتی که گفتی هیچ وقت نمیبخشمت هیچ وقت، توی اون لحظه به نظرم پست ترین آدم روی زمین بودم .... امیدوارم یه روز برسه منو ببخشی ....

برچسب: ای بدیده ام تاریک,اس ام بد,ای دی ام بدون سریال, نویسنده: میلاد حسینی تاريخ: دوشنبه 13 دی 1395 ساعت: 5:11

یه جوری هوس کلپچ کردم که نگو


پ.ن : برای قبل از اذون آدم پایه نیس ؟

برچسب: خودم جان,خودم جان تولدت مبارک,کافه خودم جان, نویسنده: میلاد حسینی تاريخ: دوشنبه 13 دی 1395 ساعت: 5:10

صفحه بندی